تبليغاتX
دست نوشته ها

 

هرچند در اين وانفساي سياسي-اجتماعي، خودخواهانه در خانه نشستن و فيلم ديدن، از رسم همنوع دوستي بدور است، اما از آنجاييكه مدتها بود بدنبال يافتن نسخه ای از فيلم سايه روشن ساخته حسن هدايت بودم؛ ديدن آن از طريق تلويزيون انديشه، آنهم بطور اتفاقي،هديه اي بود كه بنظرم بايد قدر آنرا مي دانستم.از سوي ديگر، ديدن فيلمی تقريبا معناگرا بهمراه رنگ و لعاب جنايی برای من که مدتی است گرفتار فيلمهای نازل امريکايی با آن تئوريهاي روانشناسي دوريالي شان شده ام، غنيمتی ارزشمند بود.

فيلم، قصه روزهای پايانی زندگی يک کاراگاه (کارآگاه محمد علوی با بازی عزت ا... انتظامی) را روايت می کند، که در جريان پيگيری دو پرونده قتل، نخست قتل پيرزنی ارمنی (ژانت كه به او پري مي گويند) و سپس قتل يك مرد عكاس (شفرازيان كه بعدا مشخص مي شود فرزند ژانت است) و  در بده بستانی متافيزيکی و البته نوستالژيک با روح همسرش(فرنگيس) – که مدتها پيش مرده است- در می يابد پيرزن ارمنی همان معشوقه قديمی اوست که بدليل اختلاف مذهب، نتوانسته  بود با او ازدواج کند.

خط سير داستان بگونه ای هوشمندانه از يک موقعيت فيزيکی به متافيزيک می رسد. محمد -با فزوني يافتن استيصالش در حل پرونده ها-  ارتباطی بيش از پيش با روح همسرش و ديگر رفتگان، برقرار می کند .اگر اين موضوع را در كنار تاكيدهاي گاه و بيگاه رفتگان، بر "خاطره" بودن دنياي مادي- حتي آنجا كه روح خان دايي، رنج شديد سالهاي شكنجه و زندان را به زنده زنده كنده شدن پوست، تعبير مي كند- قرار دهيم، كم كم اهميت قتلها رنگ مي بازد و آنچه كه مورد توجه قرار مي گيرد، زنده شدن خاطره يك عشق قديمي و فراموش شده است.

                                   

 

فضاي سرد، تاريك و زمستاني حاكم بر فيلم در واقع بازتاب شرايط روحي محمد است كه همگام با موسيقي نسبتا ساده فيلم، كاملا با حال و هواي قصه متناسب است و بر تاثيرگذاري آن مي افزايد. ضمن آنكه توالي وقايع بگونه ايست كه پروسه دل كندن محمد از اين دنيا ، ارتباطش با برخي عناصر جهان ماورايي و سرانجام ورودش به دنيايي ديگر، كاملا باور پذير است. به فراخور موقعيت، مونولوگهای بجا كه با لحن نافذ انتظامی بيان مي شوند، کم کم از حالت زمزمه، فراتر رفته و به فرياد تبديل می شوند، که عليرغم شعاری بودن، بازهم قابل قبولند و بيانگر تشديد تضادهايش با وقايع جهان مادي:

محمد خطاب به فرنگيس(بافرياد):

 نمی دونم واقعيت چيه؟ چی وجود داره؟ چی وجود نداره؟ تو واقعی هستی يا نه؟...

و در پاسخ ، جملاتي مي شنود كه به سرگشتگي هايش دامن مي زند:

چقدر توو قيد وبند زمان هستي؟

سرانجام، اين سرگشتگي به قطع کامل ارتباط محمد با دنيای مادی می انجامد و رقص صوفيانه اش در جشن تولدي كه بوسيله رفتگان تدارك ديده شده (كه اتفاقا تمام مشخصه هاي يك جشن مادي را داراست)، به منزله پايان يك زندگي و آغاز زندگي ديگري براي اوست.

نوشته شده توسط رضا طاهری نیا در دوشنبه هشتم تیر 1388 |

 

با مروری بر وقایع سیاسی اخیر که بخشهایی از آن بی شباهت به کودتا نیست و صرف نظر از اینکه بازیهای سیاسی، نهایتا چه نتیجه ای را رقم خواهد زد، معتقدم پیروزی بزرگ و واقعی، به جنبش عظیم دموکراسی خواهی ایران تعلق خواهد داشت.

تصور اینکه مردم ، صرفا  با استفاده از ابزارهایی همچون حضور در انتخابات ، بخواهند به نهادینه شدن دموکراسی امیدوار باشند، کمی دور از ذهن است .چرا که شرکت در انتخابات حتی حضور حداکثری-  برای تضمین دموکراسی، امری لازمست اما هیچگاه کافی نخواهد بود و حکومت واقعی مردم بر مردم را  محقق نخواهد ساخت. حرکت کنونی لایه های میانی اجتماع، گواهی بر این مدعاست که دامنه مطالبات مدنی بصورت امیدوارکننده ای در ایران در حال افزایش است واین به معنای تلاش برای دستیابی به مشخصه های اصلی دموکراسی است.

بنظر می رسد، استفاده هواداران سیستم حاکم، از روشهای نخ نما و پوسیده ای همچون اختلال در جریان اطلاع رسانی سالم، ارائه تحلیلهای یکسویه و جانبدارانه از طریق رسانه های فراگیر، اعمال محدودیت های فراوان برای سران جنبش ، حملات کور و انفعالی به دانشجویان بعنوان حلقه رابط میان نخبگان و مردم عادی و حتی زدن برچسبهایی همچون اغتشاش و براندازی به حرکات مدنی مردم،  ممکن است در کوتاه مدت اثر بخش باشد اما واقعیت اینست که جنبش اخیر، بسیار ریشه دار تر از آن بوده که با چنین حربه هایی بکلی نابود شود. باید گفت که در این جنبش نوعی بالندگی درونی و خود اتکایی  مشاهده می شود که اتفاقا وجه تمایز این جنبش با سایر جنبشهای ایران بوده و حاصل عملکرد نادرست سالیان دور و نزدیک حاکمان است که ناخواسته به تولد چنین اپوزیسیون فعال و باکیفیتی، کمکهای فراوانی نمودند.

از سوی دیگر، جنبشهای اینچنینی، علیرغم قبول قواعد و قوانین حاکم- چه بخواهیم و چه نخواهیم- هزینه هایی را بدنبال خواهند داشت. هزینه هایی که اگر بیشتر از هزینه های یک انقلاب نباشد، کمتر از آن نخواهد بود. بنظرم از این پس، تصمیمات و اقدامات دولتهای حاکم بر ایران، نه تنها از چشم تیز بین و نکته سنج مردم، دور نخواهند ماند که این حاکمان همواره باید خود را  آماده پاسخگویی به مردم بدانند. پاسخهایی منطقی و بدون تزویر و دروغ.

نکته آخر اینکه، تاریخ نشان داده که صرف سر دادن شعارهای پوپولیستی، گرهی از کار حاکمان نخواهد گشود. بعلاوه، محدود کردن مردم در چارچوبهای اطلاعاتی عجیب و غریب در عصر ارتباطات، علاوه بر ایجاد بی اعتمادی، راه را برای رویگردانی کامل مردم از آنها هموار خواهد کرد. چیزی که باعث شده در حال حاضر رادیو و تلویزیونهای بیگانه بعنوان اصلی ترین منبع اخذ اخبار جاری مملکت ما درآیند.

نوشته شده توسط رضا طاهری نیا در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 |
 

 

سبز می مانیم

 

حتی اگر "سبز" را هم مصادره کنند!

 

 

نوشته شده توسط رضا طاهری نیا در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 |